تبليغاتX
مشق کویر
درباره وبلاگ
...مــشق ادبیـــات برای دلــهای کویری که آمــدن بهار را با بـــرگ هایی از شعر و نثر انتظار می کشند.

محمد کاظم دهقانی
M.K.Dehghani
Literature assignment for hearts that are looking forward to the coming of spring with leaves of poetry and prose


پیوندهای روزانه
يزدنا
عصرايران
ياهو
گوگل
بلاگفا
یزد فردا
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386

پیوندها

شهر نیکان
بهار نو
نسکافه
دیکشنری آنلاین
تابناك
يزدآنلاين
توفان یزد
يزديا
کاریز یزد
يزدنگار
موسيقي ملي ايران
ايران نيوز
اپیک
آفتاب
تبيان
هیرمند
قرآن و نهج البلاغه آنلاین
انتخاب
فارس نيوز
شيعه نيوز
گل آقا
شهر خوبان
زمهریر
motarjemin
كتابخانه ديجيتالي ديد
یادداشت های یک معلم...
هنر معلمی
کاوش
بوی گل نرگس
گزارش های روزانه ی یک معلم
parstranslator
Scientific cooperation
روزنا

شنبه بیست و دوم فروردین 1388
شاید همه ی راهها به مدرسه ختم می شود مدرسه که باز باشد ، بچه ی خانواده که سالار زمانه ی ماست به مدرسه می رود ، پدر بچه‌ی خانواده به سراغ کار و مشغله ی خود می رود و مادر بچه ی خانواده هم اگر شاغل نباشد به کارخانه مشغول می شود و بالاخره چرخ جامعه می چرخد و امور اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و اداری رونق می گیرد. اما مدرسه که تعطیل بشود ، چون بچه ی خانواده تعطیل است به هر بهانه ای که باشد ، اداره هم تعطیل می شود و همینطور همه ی نهادها که چرخ و چمبر زندگی به دستشان است و در واقع ل له ی بچه ی خانواده به حساب می آیند ، یکی پس از دیگری تعطیل می شوند و آنوقت ناگزیر فعال ترین کاری که می شود در پیش گرفت به شرط آنکه بچه‌ی خانواده بخواهد و اصرار کند ، سفر است که آن هم برای مردم مختلف کمیت و کیفیت آن فرق می کند سفر یکی به خانه ی دوست و آشنا و همسایه و مادر زن و مادر شوهر در کوچه ی بغلی است و برای دیگری در کوه و کمر و جنگل و دریا تا کمی آن طرف تر ، پشت کوه قاف و ... در تعطیلات کارها به درستی سامان نمی گیرد. اگر هم به ناگزیر کاری بشود ابتر ، بی نتیجه و یا کم نتیجه است. مثل بازی تیم ملی فوتبال که فقط خاطره ای تلخ از آن به جا ماند . بیچاره آن 90 هزار نفر مردم مشتاق که چقدر وقت و انرژی و عشق و علاقه گذاشتند و پاسخ مناسب غیرت و حمیت خود را نیافتند . بگذریم .... باید صبر می کردیم تا سیزده به در بشود ، چهارده به تو بشود و همه ی نحوسات از سرآغاز دفع گردد . مدرسه ها هم باز بشود ، بچه خانواده به مدرسه برود ، سرش گرم شود آنوقت برای همه چیز و همه کس روز از نو و روزی از نو آغاز گردد .چرخ مملکت بچرخد، سالار زمانه ول له های عریض و طویل همه و همه سالم و بی دغدغه به کار خود مشغول شوند و البته آنوقت کار و بار ها درست و حسابی سامان بگیرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 10:29  توسط م.ک.دهقانی  | 


کلیه حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به آقای محمد کاظم دهقانی می باشد.
درج مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.