تبليغاتX
مشق کویر
درباره وبلاگ
...مــشق ادبیـــات برای دلــهای کویری که آمــدن بهار را با بـــرگ هایی از شعر و نثر انتظار می کشند.

محمد کاظم دهقانی
M.K.Dehghani
Literature assignment for hearts that are looking forward to the coming of spring with leaves of poetry and prose


پیوندهای روزانه
يزدنا
عصرايران
ياهو
گوگل
بلاگفا
یزد فردا
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386

پیوندها

شهر نیکان
بهار نو
نسکافه
دیکشنری آنلاین
تابناك
يزدآنلاين
توفان یزد
يزديا
کاریز یزد
يزدنگار
موسيقي ملي ايران
ايران نيوز
اپیک
آفتاب
تبيان
هیرمند
قرآن و نهج البلاغه آنلاین
انتخاب
فارس نيوز
شيعه نيوز
گل آقا
شهر خوبان
زمهریر
motarjemin
كتابخانه ديجيتالي ديد
یادداشت های یک معلم...
هنر معلمی
کاوش
بوی گل نرگس
گزارش های روزانه ی یک معلم
parstranslator
Scientific cooperation
روزنا

پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387

از منابعی مطلع شدم که مجله ای در تهران، در آستانه ی چاپ و انتشار است؛ با عنوان : "مشق آفتاب" !  آن هم از طرف آقای امیررضا خادم که به عنوان یک قهرمان و پیشکسوت ورزشی صاحب شهرت و عزت  اجتمایی است. حال آنکه این عنوان متعلق به اینجانب و مربوط به نشریه ای ست به مدیر مسئولی ی نگارنده و صاحب امتیازی آموزش و پرورش استان یزد. امور مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد در تاریخ  2 مرداد سال 80 با انتشار  نشریه ی "مشق آفتاب" موافقت کرده و جواز آن را به شماره ی 6641 – 124 صادر نموده است.
اگر بپذیریم که قهرمان ما از وجود نشریه ای با این عنوان بی اطلاع بوده؛ اما بی خبری وزارت ارشاد قابل توجیه نیست! 
نمی دانم که روح قهرمانی چه می آموزد؟! ولی مسئولیت فرهنگی، می گوید که در برابر این مسئله سکوت نکنیم. چرا که می دانیم آموزش و پرورش فعلا در وضعیتی نیست که از حق خود دفاع کند ویا اصلا خود را نیازمند نشریه ای بداند!! از این رو مسئولیت ما دو چندان می شود.
حالا، چه باید کرد؟ نمی دانم! 


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 13:12  توسط م.ک.دهقانی  | 

پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387
اگر مقصد آفرینش، رشد و کمال انسان و دست یابی وی به آرامش باشد؛ گفتگو و دوستی راه میانبری بدین مقصد عالیست. خداوندگاری که میل کمال خواهی و ترقی جویی را در نهاد آدمی تعبیه کرده؛ خود، محبت و مهرورزی را هم بعنوان نقطه ی پرگار  هستی قرارداده، آنسان که این دردانه ی آفرینش، بدون عشق و دوستی و پیوند های اجتماعی و کوشش و جوشش به سمت تعالی، زندگی مناسبی نخواهد داشت.
از این رو برنامه های شادی بخش، مناسبت ها و اعیاد فرح انگیز، همه و همه، در حکم انگیزه هایی برای حرکت، هموار سازی راه و سرعت بخشی در طی این طریق است....
اتفاقا در آخرین ساعات عید قربان، فرصتی حاصل شد تا میزبان گروهی از دانش آموزان دبیرستان ممتاز حنان (از تهران) باشیم که عنوان مدرسه ی خود را، "گفتگو و دوستی" برگزیده و آموزه های فرهنگی آقای خاتمی را مبنای فعالیت های خود قرار داده اند. بر این اساس جمعی از متخصصان، به دور از شائبه های سیاسی، درون مایه ی جذاب و مناسبی برای کلاس های "گفتگو و دوستی" در قالب مهارت های زندگی طراحی و اجرا کرده اند که مدرسه و دانش آموزانش را از دیگران ممتاز و الگو نموده است.
از دیدگاه ما این آشنایی و اردوی دوستی، ارمغان عید محسوب می شد که جرقه ی آن را دوستی مشفق زده بود. از این رو با علاقه مندی و با هدف تححقق ارزش هایی که می تواند محصول ارتباط و گفتگو باشد؛ برای اردوی دو روزه ی دانش آموزان میهمان، برنامه ریزی کردیم.
بازدید از آثار فرهنگی و معماری کهن یزد،... حضور نیمروزه ی میهمانان در دبیرستان پسرانه ی  جواد الائمه یزد و اجرای برنامه هایی مشترک (مسابقات ورزشی و جلسات گفت و شنود) در مقوله هایی تربیتی و آموزشی، جزئی از برنامه های این اردو بود که مورد توجه صاحب نظران تعلیم و تربیت واقع شد و بعنوان طلیعه ی درخشان، در سرلوحه ی برنامه های سالیانه ی دو آموزشگاه قرار گرفت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 13:12  توسط م.ک.دهقانی  | 

سه شنبه بیست و ششم آذر 1387

يا من اسمه دوا و ذكره شفاء

سه روز پيش، بعد از ظهر، پدرم با دوچرخه ي قديمي اش به خانه بر مي گشت كه دچار سانحه اي دلخراش گرديد!  وانتي كه شتابان و ناهوشيار وارد ميدان شده بود، با او برخورد كرد و و ضايعه اي سنگين به بار آورد. خونريزي مغزي و اغماء و بستري شدن در بخش مراقبت هاي ويژه ي بيمارستان فرخي !....

اينك چشم اميدمان فقط به درگاه خداوند بخشنده و كريم است كه با نظر لطف خود، شفا بخش اين بيمار باشد. بي ترديد ذكر دعاي دوستان نيز در تحقق اين اميد شيرين، اثري صد چندان دارد.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 10:5  توسط م.ک.دهقانی  | 

سه شنبه دوازدهم آذر 1387
برخی از اهالی ادب قدیمه، معتقدند که شانس یک بار، در خانه ی آدم را می زند. حالا این آدم در آن وقت، خواب باشد یا بیدار! یا اینکه به فریب شیطان و به خواهش حوا، به آن بخت، لگد بزند و از بهشت نعمت به زمین نقمت رانده شود؛ تقصیرش به گردن خودش...!!
اهل کمالات امروز، البته این موضوع را به نحو دیگری طرح می فرمایند. آنان معتقدند که زندگی ما، از فرصت هایی برخوردار و با تهدید هایی مواجه است. حالا اگر بتوانیم این هر دو را خوب بشناسیم و آن گاه برای فرصت ها مان به دور از خطر تهدید ها، برنامه ریزی کنیم؛ آن وقت است که توفیق، رفیق راه خواهد شد...!!
قشر سومی هم هستند که پلاس معرکه ی خود را در جایی بین گذشته و حال انداخته اند. اینان می گویند: فرصت همان وقت است که از جنس های مختلفی ساخته شده است. نوع مس، از همه رایج تر و نوع طلای آن، کمیاب تر است. تهدید هم که همیشه انواع و اقسام آن بوده و هست. فقط باید بیاموزی که چطوری ازدام آن فرار کنی. انعام، زیرمیزی، وعده، پوست کلفتی و بی خیالی، از جمله ی راههای مناسب برای فرار از آن است!! اما شانس، یک چیز دیگر است. با همه اینهایی که گفته شد، فرق دارد. اینکه کسی ناگهان به اشتباه، به چاله ای درافتد که معدنی از زر شود؛ اینکه ناگهان کسی، عمه جان پدر بزرگش فوت کند و وارث املاک و اموال فراوانی بشود؛ اینکه ناگهان کسی، صبح از خواب بیدار شود و قیمت اجناس داخل انبارش، دو سه برابر بشود؛ اینکه ناگهان از پشت کوه قاف کاغذ پاره ای برای کسی صادر شود و شخص با تعبد خاص خود بتواند از کاغذ پاره ای، پلکان ترقی بسازد و با آن مدارج دنیا و آخرت را طی کند واز این دست احوالات...!! این" ناگهان شودها"، اسمشان چیست؟
- شانس یا اقبال. و نقطه ی مقابل آن که خدا نصیب گرگ بیابان نکند؛ "بد بیاری" است. که چهره ای کاملا شناخته شده دارد! اینکه دانش باد آورده ای را ناگهان باد می برد!!؛ اینکه گنج باد آورده ای ناگهان لو برود و چشم نامحرم هزار و یک ملت بدان خیره شود و خدای ناخواسته، دچار چشم زخم گردد!! و از سکه بیفتد؛ و اینکه فرشتگان گردشگری، در حمل قرآن مراسم، ناگهان رعشه ای بر پیکرشان افتد و ناخواسته دچار حرکات موزون شوند!!، اینکه قومی به هزار زحمت مسجد آدینه سازند و ناگهان قبله کج آید و...از این دست احوالات!! این "ناگهان نشودها" بد بیاری است.
اگر چه همان اهالی ادب قدیمه دعا می کنند که : الهی هیچ وقت این یکی، در خانه ی هیچ کس را نزند.

                          رسد چون روز بد، دولت به کس همدم نخواهد شد

                           هما گر زخم یابد، سایه اش مرهم  نخواهد شد                                    


+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 9:26  توسط م.ک.دهقانی  | 

جمعه هشتم آذر 1387

شاید هیچ مذهب و ملتی به اندازه ی اهل تشیع، مراسم و مچالس ذکر نداشته باشد.برای هر تولد، شهادت، وفات، واقعه و عید، رسم و آیین، در نظر گرفته است که مبادا شیعه و پیرو، شیوه و رفتار امام و ولی خود را فراموش کند و آیین اغیار در پیش گیرد.
صاحبان اندیشه و نظر، تصدیق کرده اند که اگر این برنامه ها به اعتدال و به فراخور طاقت و          حوصله ی مخاطبان و به روش هایی صحیح ، متنوع و عمیق  و با درون مایه ای به دور از شبهات و مبالغاتی که برخی از مداحان بی دانش، خمیر مایه ی رونق بازار خود ساخته اند؛ عرضه شود؛ می تواند به خوبی در عمق جان ها رخنه کند و آثار تربیتی خود را به صورت رفتار اجتمایی مورد انتظار، ظاهر سازد.
با این باور، مراکز و مدارسی هستند که مخصوصا به فراخور نام و عنوانی که اختیار کرده اند، می کوشند تا معارفی از دین و فلسفه رفتار اولیای دینی را در اوقات فراغتی که می آفرینند و در کنار دروس رسمی، تعلیم دهند. به نظر می رسد این عمل تا حدود زیادی موفق و موثر بوده است.
 چنانچه محقق علاقه مندی در این زمینه، جستجویی هم به عمل آورد  تا چند و چون این نکته، بهتر روشن شود؛ راه آینده هموارتر خواهد شد. این حقیر به خاطر نزدیکی با یکی از مجتمع های بزرگ آموزشی و آشنایی با مراکز دیگر، آمادگی دارد تا با آن مححق داوطلب، همکاری نماید.  فعلا تا آن وقت، در انتظار نظرات راهگشای شما هستم.


+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 23:55  توسط م.ک.دهقانی  | 


کلیه حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به آقای محمد کاظم دهقانی می باشد.
درج مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.