با نيت عمره و ذكر جميل « اللهم لبیک، لبيك لا شريك لك لبيك ....» در مسجد شجره محرم ميشوي و با همان دو تكه حوله اي كه خود را پوشاندي راهي مكه مي شوي. چيزهاي فراواني بر تو حرام شده است. همه ي حواست متوجه اين است كه از خودت مراقبت كني و بر مشكلاتت نيافزايي. در نيمه هاي شب به مكه مي رسي، فرصتي براي انجام اعمال نيست، دو سه ساعتي در هتل استراحت مي كني. با همان پوشش احرام. پس از نماز صبح طواف را آغاز مي كني. صفوف طواف شلوغ و فشرده است. هر كس در انديشه ي ذكر و عمل خود است، روز قيامت پيش چشم آدم مي آيد. با دقت و اهتمام تمام به كار خود مي پردازي. طواف از كنار حجرالاسود شروع مي شود. تا هفت دور و آنگاه به حجر ختم ميشود. دو ركعت نماز، پشت مقام ابراهيم و آنگاه سعي صفا و مروه. با همان پاهاي برهنه و پوشش احرام كه حالا از عرق خيس شده است. به سمت كوه صفا ميشتابي. كوهي كه ديگر آثاري جز شيب دامنه، برايش باقي نمانده. در زير سالنهاي سرپوشيده ي متعدد، بالا و پايين با اتوبان هاي رفت و برگشت. هفت بار حركت از صفا به مروه و بالعكس و در مرتبه ي هفتم كه به كوه مروه مي رسي بايستي تقصير كني. يعني ناخن و كمي از موي سر را بچيني و من مانده ام كه اين يكي را چگونه انجام دهم تا كم و كسر مشهودي به نمايش گذاشته نشود! بعد از سعي يك بار ديگر طواف داري به نيت نساء محترمه. مثل طواف اول، هفت دور از حجر تا حجر. با همان آداب و تشريفات و پس از آن باز دو ركعت نماز طواف نساء در پشت مقام ابراهيم و آنوقت اعمال عمره تمام مي شود. نفس راحتي مي كشي. در گوشه اي ميآْسايي تا همه همراهان جمع شوند و عرقت خشك شود. حالا مي تواني به عظمت كعبه نگاه كني و بيانديشي و به آدمهايي كه مسرور و مدهوش در طواف آن هستند، نه انگار كه دقايقي پيش خودت هم ذره اي از آن رود مواج بوده اي. برخي از دوستان عكس يادگاري مي گيرند. با لباس احرام و در مقابلخانه ي خدا و حريم كبريايي. از مسجد الحرام خارج مي شوي. خورشيد طلوع كرده و آفتاب كم كم زمين را مي پوشاند. اتوبوس ها آماده اند تا زائران ايراني را به هتل هاشان برسانند....
ادامه مطلب







