تبليغاتX
مشق کویر
درباره وبلاگ
...مــشق ادبیـــات برای دلــهای کویری که آمــدن بهار را با بـــرگ هایی از شعر و نثر انتظار می کشند.

محمد کاظم دهقانی
M.K.Dehghani
Literature assignment for hearts that are looking forward to the coming of spring with leaves of poetry and prose


پیوندهای روزانه
يزدنا
عصرايران
ياهو
گوگل
بلاگفا
یزد فردا
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386

پیوندها

شهر نیکان
بهار نو
نسکافه
دیکشنری آنلاین
تابناك
يزدآنلاين
توفان یزد
يزديا
کاریز یزد
يزدنگار
موسيقي ملي ايران
ايران نيوز
اپیک
آفتاب
تبيان
هیرمند
قرآن و نهج البلاغه آنلاین
انتخاب
فارس نيوز
شيعه نيوز
گل آقا
شهر خوبان
زمهریر
motarjemin
كتابخانه ديجيتالي ديد
یادداشت های یک معلم...
هنر معلمی
کاوش
بوی گل نرگس
گزارش های روزانه ی یک معلم
parstranslator
Scientific cooperation
روزنا

یکشنبه بیست و نهم مهر 1386

ظاهرا من اولين كسي هستم كه  به كتاب ادكلن زدم. نه اينكه فكر كنيد به ياد شعر عباس يميني شريف افتادم و خواستم دل اين يار مهربان را به دست آورم. نه ! حكايت اين است كه در يك جايي شاهد يك ظلم بي حساب به ساحت مقدس كتاب بودم. نميدانم چه شده بود كه كتابهايي در فضاهايي نامناسب محبوس شده و موريانه هايي گرسنه به تار و پود آنها حمله ور شده بودند. مستخدمي ، البته اينطور به داد كتابها رسيده و براي نجاتشان از مهلكه ، آنها را جمع آوري كرده و در گوشه پاركينگ رها كرده بود. از اقبال خوش كتابها ، گذر حقير به آنجا افتاد. بيچاره ها غريب و تنها درگوشه اي آواره شده بودند. بگذريم ، بموقع به دادشان رسيدم …يكساعتي كارم اين بود كه با يك برس محكم سر و رويشان را تميز كنم و آثار خاك و تخريب موريانه ها را بزدايم. بعد هم ناچار براي ضد عفوني و رفع كسالت و جسارت، مقداري ادكلن به آنها زدم . كتابها كه تميز و شاداب شدند ، نوبت به احوالپرسي معنوي رسيد. اولين كتابي را كه ورق زدم ، شعر معاصر بود. اثري از كريم رجب زاده . خوشم آمد . اتفاقا شاعر هم با غزلي آبدار، از اين محبت استقبال كرد :

 

 تا حيات تازه يابد، روزگار دوستي 

 ازتو دارم از تو اينك ، انتظار دوستي

  در نی بیگانگی جز نغمه بیگانه نيست

 ساز كن با من سرودي با سه تار دوستي

 زير سقف دشمني عمري به ناكامي گذشت

 اندكي هم ، زندگي كن، در كنار دوستي

 با هميم و ازهم اما ، آنچنان بيگانه ايم

 يادمان حتي نمي آيد قرار دوستي

 هر كويري سينه هم، سرسبزوزيبا مي شود

 گر ببارد لحظه اي ، ابر بهار دوستي

 صحبت از عشق است و ياد دوست، اما نيست نيست

 سربداري ، تا سپارد سر به دار دوستي

 

حالا شما قضاوت كنيد. حيف نبود اين همه اظهار دوستي را ، موريانه بخورد ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 9:36  توسط م.ک.دهقانی  | 

جمعه بیستم مهر 1386

غروب آخرین روزهای ماه رمضان که فرا می رسد با چشمان مسلح و غیر مسلح، گوشه های آسمان خدا را می کاویم تا بلکه هلال ماه را رویت کنیم و شادمانه فردای آن روز را عید بگیریم. عاشقانی هم هستند که پیشاپیش قبل از غروب دلگیر آخرین روز میهمانی خدا، هلال را ابتدا در آسمان وجود خود جستجو می کنند. اینان اگر به چنین رویتی نایل آیند، عبادت یک ماهه خود را مقبول احدیت می یابند و آنگاه رخصت خواهند یافت تا طلوع بعدی را عید بنامند. عیدی که سرشار از مسرت و انبساط خاطر، مفهوم بازگشت به فطرت پاک خدایی را بشارت می دهد. در مکتب عشق اینان، یک ماه ضیافت الله با همه عبادت ها و شب زنده داری ها و روزه داری ها، همه و همه برای رسیدن به مفهوم این عید یعنی بازگشت به فطرت بوده است.
سالی و سالیانی زندگی عادی و غفلت بار با تکثیر کسالت ها و زنگارها بر آیینه ضمیر، بالاخره نیاز به خانه تکانی اساسی دارد. لذا خداوند رحمان، یک ماه بنده اش را به میهمانی می خواند تا به دور از وسوسه شیاطینی که گرفتار غل و زنجیر شده اند، فرصت تامل و تحول و رسیدگی به اوضاع و احوال گذشته را دریابد.
پیروزی بر هوای نفس سرکش و درک پیام خدا در این میهمانی بزرگ، نشانه پیروزی انقلاب درونی است و در این صورت است که هلال زیبای ماه نو نخست بر صفحه آبی آسمان وجود ظاهر می شود و حلول شادمانه عید فطر را گواهی می دهد. آنگاه البته می توان با چشمانی که پس از ماهی تزکیه، پاک و منزه و حقیقت بین شده اند، هلال زرین را چون گوشواره ای زیور عارض زیبای آسمان مشاهده کرد.


+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 13:57  توسط م.ک.دهقانی  | 

امروز فلسطین، مسئله روز دنیاست. این واقعیتی انکار ناپذبر است. اگرچه به کام جهانخواران تلخ می نماید.  فلسطین در طول تاریخ به لحاظ اینکه خاستگاه پیامبران ، مهبط ادیان و مهد تمدنها بوده است ، هیچگاه سرزمینی عادی تلقی نشده که تنها برای اهالیش ، وطن محسوب شود.خیر! فلسطین برای اعراب ناسیونالیست ، مرز قومیت عربی است ، برای مسلمین قبله نخستین و مرز دینی (خاصه از زمان ظهور انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی وحمایت همه جانبه ایشان ازآزادی قدس و قلمداد کردن آن به عنوان مسئله اسلام ) و بالاخره ، امروز با توجه به کشمکش های جهانی و دخالت ظالمانه ابرقدرتها به نفع رژیم صهیونیستی ، فلسطین برای همه انسان ها ، مرز انسانی محسوب می شود. یعنی وطن همه انسان های آزاده و وجدان های بیدار بشری .

بیرون راندن مردم بی گناه ازخانه ها و چپاول اموال و کشتار بیرحمانه آنان به کرات ، چیزی نیست که قلب آدمی را نفشارد و درک مردم سالم و اهل انصاف را به قضاوت منطقی نکشاند. در این حال وقتی مدعیان دموکراسی و مدافع حقوق بشر از چنین وضع اسف بار و فضاحت باری حمایت می کنند ، بیشتر چهره دروغین و رسوای خود را نمایان می سازند.                                                                                                                               

اینچنین است که اینک جهان علمی و ترقی خواه ،( اگر خواسته باشد به راستی طالب صلح و آزادی و حامی حقوق حقه انسان ها باشد) در مقابل آزمونی بزرگ قرار گرفته است. صلح و آشتی واقعی در گرو  گفتگو ، بررسی خواسته ها ، استرداد املاک و اموال و حقوق شناخته شده مردم ستمدیده  و برپایی انتخاباتی آزاد با حضور صاحبان حق برای تعیین سرنوشت حاکمیت سرزمین های اشغالی است. بدیهی است سرباز زدن از هر کدام این موارد، کتمان حق و حقیقت و دور و دورتر شدن از مقصد صلح و عمیق تر کردن چالش های موجود است. و این موضوع برای عصر امروز که عنوان دانش وآزادی بر خود نهاده ، بسیارناپسند و نکوهیده می نماید و بیم آن می رود که مبادا به اعصار جهالت گذشته خود عقب گرد کند و زمینه برخورد و تقابل فراهم سازد. طبعا در این صورت برمنشور ادعایی خود خط بطلان میکشد و بی آنکه منفعتی ببرد ، اسباب خسران و تباهی و هلاکت خود را رقم می زند.

در هر حال طبق وعده و سنت لایتغیر الهی ، برگ برنده و پیروزی و نصرت نهایی با مردم مظلومی است که در همه اوقات و در هر شرایط دست از مجاهدت نکشیده وبرای استیفای حق خود ازهیچ فرصتی درنگ نورزند.

این فرصت طلایی در پرتو وحدت امت اسلامی حاصل خواهد شد ، ان شا الله.


+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 22:47  توسط م.ک.دهقانی  | 

چهارشنبه یازدهم مهر 1386

سالگشت شهادت ابر مرد تاریخ، امام علی (ع) است . رادیو و تلویزیون قطعا برنامه هایی دارد. اما من عادت کرده ام که در این فرصت ها - در حد وسع خود – با کتاب خلوت کنم . "علی تنهاست" ، "علی ابر مرد تاریخ" ، "تشیع علوی و تشیع صفوی" و ...  کتابهایی از دکتر علی شریعتی و "جاذبه و دافعه علی (ع)" از شهید مطهری است که بایستی از لابلای کتابها بیابم و دوباره و چند باره تورق کنم و فرازهایی از آنها را بخوانم .

لاکن در این گشت و گذار، کتابهای نویسنده و محقق معاصر آقای مصطفی دلشاد تهرانی نظرم را جلب میکند. هنوز یک بار هم همه کتابهای او را نخوانده ام. یادش به خیر، در آخرین سال خدمتم در سازمان دانش آموزی، ایشان میهمان ما بودند. در برنامه های متنوع دهه فجر برای دانش آموزان و همکاران فرهنگی سخنرانی کردند ... بگذریم کتابهای ایشان را از بالای قفسه بر میدارم و ورق میزنم :

1-      " چشمه خورشید "  کتابی در 500 صفحه در باب آشنایی با نهج البلاغه. و چه غوری کرده است در اطراف و اکناف این کتاب شریف با مباحثی چون شناخت علی (ع)، شناخت مولفان کلام علی (ع)، شناخت نهج البلاغه،منبع شناسی نهج البلاغه، رابطه نهج البلاغه و قرآن، صورت شناسی نهج البلاغه، روش شناسی و کتاب شناسی نهج البلاغه

2-      " رهزنان دین "  کتابی در باب آسیب شناسی دین و دین داری در نهج البلاغه با مباحثی نغز و تازه چون استفاده ابزاری از دین، ایجاد تکلف در دین و دین داری، خشونتهای منتسب به دین و رفتار خود کامانه از جانب متولیان دین و ...

3-      " دولت آفتاب "  کتابی در باره اندیشه سیاسی و سیره حکومتی علی (ع) با موضوعاتی چون :چگونگی شکل گیری دولت آفتاب و تحولات و اوضاع و احوال عصر آن امام همام با دیدی دقیق و موشکافانه.

4-      " ماه مهر پرور "  کتابی در موضوع تربیت در نهج البلاغه که به صورت گسترده به ابعاد مختلف تربیت و انحاء آن می پردازد.

5-      " حکومت حکمت "  در مورد حکومت در نهج البلاغه است که با نگاهی عمیق به بحث حکومت حکمت پرداخته. حکومتی که در آن به حریت و عبودیت بها داده شده و هم در جهت فراهم نمودن عدالت و رفاهت، مساوات و اخوت شهروندانش تلاش و مبارزه جدی صورت پذیرفته. حکومتی که حکیمانه اداره میشود و شرط تحقق آن معرفت و بصیرت و حکمت و درایت و خردمندی است.

خوب است در تورق این کتاب در یکی از فصلهای آن که به شروط زمامداری اختصاص یافته تامل بیشتری بکنیم. نویسنده در این فصل این گونه سخن خود را آغاز میکند : " اداره امور مردمان بر دوش گرفتن سنگین ترین امانت هاست و زمامداری آزمونی سخت و مسئولیتی بس خطیر است و فقط کسانی می توانند در این آزمون سربلند بیرون آیند و حق این امانت را بگزارند که شروط احراز این مسئولیت در آنها محقق باشد. یعنی به معرفت، عدالت، قوت و سلامت متصف باشند .

معرفت : بنا به بیان امام علی (ع) اتصاف به علم و معرفت در تمام مراتب زمامداری از شروط اساسی است و سزاوار ترین مردمان به اداره امور، عالم ترین ایشان است.

عدالت : لزوم اتصاف به عدالت برای تصدی امور حکومت از شروط بنیادی است که با خلل در آن، شرایط دیگر نیز مختل میشود . زیرا حیات همه امور به عدالت است چرا که امیر مومنان اشاره فرموده است " العدل حیات"

قوت : هر کسی در هر مرتبه از مراتب زمامداری قرار گیرد، باید قوت لازم برای آن مرتبه را داشته باشد. یعنی قوت تحمل بار سنگین امانت اداره مردمان، گشادگی سینه، توانایی تحمل مخالفان، شجاعت لازم در تصمیم گیری و ایستادگی و استواری در امور و تحمل مشکلات و نا ملایمات و توانایی حفظ حدود و پاسداری از حقوق مردمان و قوانین و مقررات ... امام علی (ع) در عهد نامه مالک اشتر چنین یاد آور میشود که : "بر سر هر یک از کارهایت، مهمتری از آنان بگمار که نه بزرگی کار او را ناتوان سازد و نه بسیاری آن وی را پریشان نماید" .

سلامت : پاک بودن زمام داران از آلودگی های نفسانی و خصلت های غیر انسانی از شروط واجب برای زمامداری و حکومت حکمت است. آلودگی هایی همچون دنیا دوستی، خودخواهی، خود محوری، انحصارطلبی، خود رایی، ریاست طلبی، قدرت پرستی، مقام دوستی، جاه طلبی، شهرت طلبی، آزمندی، آرزو گرایی، جو پذیری، سازش کاری، پرده دری، خود بینی، تنگ نظری، بی وفایی، باطل گرایی، طمع ورزی،بد خلقی، خشک مغزی، کینه توزی، حقارت پذیری، خشونت ورزی، فخر فروشی، لجاجت، حیله گری، بد بینی، انتقام گیری، بی اعتمادی، شتاب ورزی، نا امیدی، پست همتی، ریا کاری، ظاهر بینی، بی حیایی و اشرافی گری و ... موجب تباهی سازمان و گمراهی مردمان و نابودی آنان می شود.

...والقصه این کتاب با فصل سلوک زمامدارن که بیشتر به سلوک ساده زیستانه امام علی (ع) به عنوان پیشوای پارسایان و بهترین نمونه زمامدارن در همه زمانها و مکانها، پرداخته و کتاب را بدان ختم کرده است.

به راستی تاریخ اگر دردانه ای چون علی (ع) را نداشت چگونه تاریخی نام می گرفت !؟


+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 17:45  توسط م.ک.دهقانی  | 

و ما نمی دانیم عنوان مبارک "شب قدر" زیبنده کدام شب نازنین است . اما هر چه که هست، شب قدر از هزار ماه بهتر است . و آدمی اگر قدر بشناسد، بیداری خود را در شب های بیشماری محک می زند ، تا مگر به توفیق درک آن نایل آید .

سفره ضیافتی که خداوند در ماه مبارک رمضان، در زمین گسترده است ، در شب قدر میزبان آسمانیان است . بدین سان زمین و آسمان در چنین شبی به هم پیوند می خورند و خاک و نور و جسم و روح ، مشتاقانه - بنا به عهد کهن- تجدید دیدار می کنند و آواز "الغوث الغوث" هفت آسمان را در می نوردد .

باشد که نوای نارس ما نیز همراه با فریاد های فوج فوج عشاق ، از خاک برخیزد و به رشته عنایتی چنگ زند .


+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 17:24  توسط م.ک.دهقانی  | 

 

 

همچنان، برای هزارمین بار، از کنار میدان امام حسین عبور می کنیم . این روزها با آغاز کار مدارس، میدان شلوغ تر شده است .  صبح ها مخصوصا ترافیک سنگینی دارد . دوستی پیشنهاد می داد : نمی شود مثل تهران و شهرهای بزرگ ، تیم اجرای پروژه شبها هم کار کنند که قدری زودتر تمام بشود . دیگری میگفت : نمیشود نفرهایش را بیشتر کنند تا ...  بالاخره گذری بود و نظری که از زبان اهالی سرویس آمد و شد اداره بر سر و روی میدان می ریخت. در این اثنا ناگهان طرحی به ذهنم خطور کرد. فکر کردم، اگر این نقشه پیاده شود، کار میدان زود تر تمام می شود – بدون خرج و ورج و دردسر اضافه – فقط یک آدم جسور و بی باک و کمی زیرک و اهل فن میخواهد که بعید می دانم پیدا نشود . بله ! یک آدم با این صفات که نصفه شبی برود گوشه میدان، یک نردبان بگذارد و این روز شمار الکترونیکی انجام پروژه را دستکاری کند . یک چهل، پنجاه روزی از آن را کم کند، کافی است . کسی هم متوجه نمی شود .

فردای صبح روز بعد، وقتی پیمانکار و مهندسین، کارگذاران و کارگران سر کار  می آیند ناگهان متوجه می شوند که فرصت زیادی ندارند. تقویم زمانی هم که پیش روی مردم است و نمی شود به حسابش نیاورد. پس ناگزیر با صرف انرژی چند برابر، در زمان کار بیشتر و با تعداد نیروهای بیشتری کار را دنبال می کنند ...

با این پیشنهاد دوستان و همکاران محترم کلی شگفت زده شدند. بالاخره دانستند که اگر فکر و تدبیر به کار افتد، می شود کاری کرد کارستان، بی هزینه و بی معطلی ! فکرش را بکنید .

پس بی زحمت در اسرع وقت یک آدم جسور و زیرک به من معرفی کنید .


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 0:39  توسط م.ک.دهقانی  | 

سه شنبه سوم مهر 1386

می خواستیم سال تحصیلی را آغاز کنیم ، در غروب پایان شهریور ماه ۱۳۵۹ که حمله هوایی میگ ها و هجمه گسترده دشمن صورت گرفت .هنوز میهن اسلامی با اندیشه امام و انقلاب ، مشغول محکم کردن پایه های نظام نوین خود بود که ناجوانمردانه مورد حمله همسایه بدسگال واقع شد. ..جنگ واقعیت داشت ! ارتش جمهوری اسلامی از آمادگی لازم برخوردار نبود. اما چه باک ! شخصی چون امام خمینی (ره) ناخدای این کشتی بود. فقط کافی بود، او میلیون ها سرباز خود را – همان ها که از گهواره تا دانشگاه چشم به راه رشد و بالندگی شان بود – فرمان دهد و به صحنه دفاع مقدس فراخواند. ..و عاقبت چنین شد. ارتش 20 میلیونی به حرکت درآمد و به برکت الهی دشمن را از مرز و بوم خود بیرون راند و...

حالا هر سال در پایان شهریور ماه و سرآغاز مهر ، وقتی می خواهد مدرسه ها باز شود ، ابتدا سالگشت دفاع مقدس و یاد شهدای جبهه و جنگ (مدرسه عشق ) را گرامی می داریم و با این یادها و خاطره ها ، درهای مدرسه را به روی دانش آموزانمان می گشاییم . قدری اندیشه کنیم ! شاید رمزی در کار این هماهنگی باشد. شاید مدرسه عشق می خواهد ، درس های جاودانه خود را که در پیام های حماسی امام راحل ، استقلال طلبی ، آزادی خواهی و جمهوریت این مردم بزرگوارنهفته است ، در سرلوحه آموزش و پرورش ما، برای همه نسل ها قرار دهد.  


+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 21:42  توسط م.ک.دهقانی  | 

یکشنبه یکم مهر 1386

امام علی (ع) : ...وَ اٍیاکَ وَ اَلاٍ تٍکالَ عَلی اَلمنَی فَاٍنَهَا بَضَائعُ النَوکَی ، وَ اَلعَقلُ حِفظُ التَجارِبِ ، وَ خَیرُ مَا وَعَظَکَ. بَادِرِ اَلفُرصَه قَبلَ اَن تَکُونَ غُصَهً.  
«...هرگز بر آرزوها تکیه نکن که سرمایه افراد نادان است ، و حفظ عقل ، پند گرفتن از تجربه هاست ، و بهترین تجربه آن که تو را پند آموزد.، پیش از آنکه فرصت از دست برود و اندوه ببار آورد ، از فرصتها استفاده کن.»

تازه ترین جلسه نهج البلاغه درعصر ماه مبارک رمضان ، ساعتی قبل از افطار در خانه دوستی بزرگوار  واقع شد. کلام دلنشین و حکمت آموز مولای متقیان با تفسیر نغز استاد داوودی ، در محضر خوش دوستانی چند ، بسیار مغتنم است. خصوصا اینکه دیداربرخی از یاران که به افتخار بازنشستگی نایل آمده یا تغییر سمت یافته اند ، دراین فرصت حاصل می شود . و این خود ، لذت گردهمایی را دو چندان می کند. چرا که با درک تبسم ها ، پرسش و پاسخ ها  و تازه شدن دیدارها که در پایان جلسه رخ می دهد ، اندوه از دلها می رود و چشمه های مهرورزی در قلب ها جاری می شود. شاید این مهم ، از موهبت های ارجمند نهج البلاغه باشد .

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 23:18  توسط م.ک.دهقانی  | 


کلیه حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به آقای محمد کاظم دهقانی می باشد.
درج مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.