تبليغاتX
مشق کویر
درباره وبلاگ
...مــشق ادبیـــات برای دلــهای کویری که آمــدن بهار را با بـــرگ هایی از شعر و نثر انتظار می کشند.

محمد کاظم دهقانی
M.K.Dehghani
Literature assignment for hearts that are looking forward to the coming of spring with leaves of poetry and prose


پیوندهای روزانه
يزدنا
عصرايران
ياهو
گوگل
بلاگفا
یزد فردا
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386

پیوندها

شهر نیکان
بهار نو
نسکافه
دیکشنری آنلاین
تابناك
يزدآنلاين
توفان یزد
يزديا
کاریز یزد
يزدنگار
موسيقي ملي ايران
ايران نيوز
اپیک
آفتاب
تبيان
هیرمند
قرآن و نهج البلاغه آنلاین
انتخاب
فارس نيوز
شيعه نيوز
گل آقا
شهر خوبان
زمهریر
motarjemin
كتابخانه ديجيتالي ديد
یادداشت های یک معلم...
هنر معلمی
کاوش
بوی گل نرگس
گزارش های روزانه ی یک معلم
parstranslator
Scientific cooperation
روزنا

یکشنبه سی و یکم تیر 1386
فدراسیون جهانی فوتبال برای ماندلا و هشتاد و نهمین سالگشت زندگیش حرکتی زیبا و در خور شان او بعمل آورد. بازی سمبلیک و شکوهمندی که بین تیمهای منتخب جهان و آفریقا با لباسهای سیاه و سفید صورت گرفت ، پیام صلح و انسانی ورزش متعهد را به  قهرمان مبارزات آفریقا برای رفع نژاد پرستی تقدیم  کرد.  بی شک حضور ملی پوش نام آور ایران زمین در این برنامه بین المللی  می تواند نشانه تجلیل ملت بزرگ ما از این پیر مبارز و ارزش مبارزه با ظلم و تعدی به حقوق انسانها  در چشم جمهوری اسلامی باشد.

 


+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 1:45  توسط م.ک.دهقانی  | 

پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386

خبر آمد كه يزد در روزهاي آغازين مرداد ماه  به مناسبت میلاد خجسته امام جواد و امام علی علیهم السلام ، ميزبان يكي از چهره هاي شاخص و محبوب نظام و رئيس جمهور دو دوره پيشين  حجه الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي است. فرزانه اي كه با اخلاق و دانش و سخن و قلم خود در طول دوران خدمتش  روابط ملك و ملت را توسعه داد و بذر محبت و وحدت  در دلهاي مشتاق افشاند. و  تز  " گفتگوي تمدنها " را بهانه دوستي و صلح ملت ها و ممالك جهان قرار داد.

هم اينك در سال " اتحاد ملي و انسجام اسلامي " و در آستانه انتخابات مجلس شوراي اسلامي  حضور سبز و سخن مهر آميز او بسيار مغتنم است و مي تواند در همبستگي همه طبقات مردم و حضور آنان در صحنه هاي انقلاب ، مفيد و موثر و رونق بخش امور نظام جمهوري اسلامي باشد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:13  توسط م.ک.دهقانی  | 

چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386
بهاری ، رویشی ، پروازی ای اوج             نسیمی ، نغمه ای ، آوازی ای اوج

قناری را تـــــــو دادی بال پـــــرواز             تـــو خود اسطوره پـــــروازی ای اوج

                                        * * * * * *                                                                      

به گوش جــان طنین مانــدگاری             بخـــوان آواز ســــبز زنــدگی ســـاز

به هـر حـرفی بـــهار تـــازه داری             بــزن بر دفـــتر شـــــادی ســرآغــاز

                                        * * * * * *                                     

بـگو بـاران کـجا نم نم بـخواند ؟              بـگو بـا من ! سـراپا گوشم امـــروز

بـگو دریــا تـرنم کی بــجوشد ؟              کـــویـر تـفته خـامـوشم امـــــــــروز

                                       * * * * * *                                 

نمی بینم دل دریا چه رنگیست              دل دریــا چــه نقشی می تـــراود

افق هم سینه رنگین کمانـــش              دمادم مـــوج احســاس تــو کـــاود

                                      * * * * * *                         

بــیا دسـت دعــــایم را نگــــهدار               به سمت آســـمان روشنی بخش

دلم با چشم تو هم داستانست              صفا کن ! التفاتی، روشنی بخش

                                       * * * * * *                   

تو را دریا ، تو را دل می شناسد              تو را کشتی به ساحل می شناسد

خدا داند که حتی نـــاخـــدا هــم             تو را فرزنـــد فـاضــل می شـــناســـد


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 20:46  توسط م.ک.دهقانی 

سه شنبه بیست و ششم تیر 1386

 

در ذهن و ضمير هر كس و هر جا  تصوير يكساني از روابط عمومي نيست.در روزگاراني ماضي يكي از اهالي خطه روابط عمومي گلايه آميز مي گفت و مي نوشت كه :"... از جمله در بوادي پشت كوه قاف در چشم غالب رؤسا  تشكيلاتي زايد مي نمايد كه مسؤلش به كاري معتبر نيايد.در كف اقبالش همين پيداست كه بايستي عكسي  پوستري    پارچه اي  چيزي بچسباند و بچه اي حرف شنو باشد. در سوگواري ايام – كه بيشتر اوراق تقويم سال و ماه است – در و ديوار سياه پوش كند و در اعياد با پخش شربت و شيريني  مولودي خواني كند.موضوعات پيش پا افتاده را- كه رئيس مي پسندد-  به ارباب جرايد دهد. گاه كاهي به كوهي بدل كند و گاه كوهي را به كاهي نگيرد . ... سرگردان حول يك نقطه بچرخد و درجا  بزند و حركت رو به جلو نداشته باشد.  اين چنين است كه بعد از پنجاه شصت سال عمر شناسنامه اي  در روابط عمومي تخصصي موجود نيست و نسبت به دنياي جديد رسانه ها شناختي وجود ندارد.  اطلاع رساني  با تبليغات يكسويه عوضي گرفته می شود.از پيچيدگيهاي افكار عمومي خبری نیست و...و اگر نه چنين بود پس از طي بيست و اندي سال از انقلابي كه خود رنسانس عظيم فرهنگي است  این نهاد خود را به كانون زايندگي فكر و انديشه و فرهنگ تبديل مي كرد و انديشه به حاشيه نمي راند و متن را با شعار بي پشتوانه پر نمي كرد. " حالا اگرچه همه اين حرفها پذيرفتني نيست و در سالهاي اخير اتفاقات مثبتي هم افتاده  كه از سمع ونظر آن همكار قديمي دور مانده است لذا معتقديم روابط عمومي به عنوان نماينده امين اداره و مردم و مسئول برقراري ارتباط اين هر دو  بيش از هر بخش ديگربايد پذيراي اين نقد تلخ باشد و در صدد اصلاح و تقويت بنيه خود بر آيد...  اگر چه به هيچ رو سهم و نقش رؤساي ادارات وسازمان ها كمتر از اصحاب روابط عمومي  در چند و چون اين تحول نيست.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 13:33  توسط م.ک.دهقانی  | 

پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386

 اینک

       من مانده تنها

حیرت زده ، سرگردان

فرهاد عاشقی که فراسویش

کوههای سنگی خاموش است

دستی انیس تیشه و یک دست

بر آسمان دعا دارد

تا بیستون عشق

به چنگ آرد.

آهای بیستون عشق !

دست رنج تیشه فرهاد !

می پرسمت آیا :

حرفی، پیامی، قصه ای، آوازی

برای دستهای خالی من داری ؟

....بـازتـاب صـــــــــدا

می پیچد در کــوه

تکرار و تکرار ...

            دور و  دورتر

و ناپدید می شود، القصه !

فرهاد عاشق باز

تنهای تنهاست

دستی انیس تیشه و یک دست

بر آسمان دعا دارد.

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 20:42  توسط م.ک.دهقانی 

سه شنبه نوزدهم تیر 1386

عشق

هر چه نباشد

بهانه عزيزي است

براي سوختن

* * * * *

عاشق

صبحدم

ترنج هستي خود را

بين دو همزاد

              _ بودن و نبودن _

تقسيم مي كند

و شبانگاه سهم زخمي

               براي خود مي گذارد

جواني

       لاجرم

از گريبان زليخا

                   رخت برمي بندد

وعشق اما  همچنان جوان

دوباره صبحدم

با تيغي و ترنجي مهياست

تا اين بار

همه زخمها و محبتها

ميهمان زليخا باشد.


+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 12:54  توسط م.ک.دهقانی 

دوشنبه یازدهم تیر 1386

ایزد ، چنین اراده کرده است که یزد ، هماره عزیز و بلند آوازه بماند. این عزت و آوازه از چیست آیا؟ از کجاست که اینگونه همه آفاق را در نوردیده است ؟  - از کوههای سر به آسمان، آسمان باران بار و خاک سبزه زار ؟  - نه !

یزد، آبادانی و نام آوری اش را از فرزانگی انسانهایش گرفته است. انسانهای بزرگی که با پای ثبات و صبوری و دست همت و تلاش از کویر بی حاصل، کیمیای شکوهمند حیات و اکسیر شگفت انگیز عشق بر آورده است .     این است رمز عزت و افتخار این دیار ایزدی !

و از این رشته گوهر انسانی، گوهری هم هست، تابناک و گرانبها، از سلاله صداقت و نجابت  که عمری را به جهد و جهاد سپری کرد و عاقبت در محراب عشق به وصال معشوق پیوست. صدوقی، همو که تا بود، با همه تار و پود، عشق به خدا و خدمت به خلق خدا داشت.  او که به تمام معنا، عاشق ملک و ملت و فدایی امام امت بود. او که از مردم، با مردم و برای مردم بود.  مردم را می فهمید. دردشان را می شناخت و برای آن مرهم داشت.  نه فقط مردم خودش، که هر مردمی که در هر کجا طلب یاری می کرد ...

رنج زلزله، سیل و بی خانمانی با حضور او التیام می یافت. کسی بی مسکن و بی غذا، شبی بی چراغ و چشمی بی فروغ نمی ماند. کسی فرصت نمی یافت که در شهر و دیارش بی عنان، اجحاف کند و به طمع خود، گران بفروشد ! و ... صدها اثر دیگر که به سر انگشت حضور او در صفحه تاریخ و در صحنه زندگی مردم اتفاق می افتاد.

... اما دشمن مردم، این یار صمیمی و عالم دلسوز را از مردم گرفت و اینگونه دشمنی خود را با مردم مومن و انقلابی، برای بارها و بارها نشان داد. بنا به سخن امام (ره) ، ایران یکی از استوانه های انقلاب خود را از کف داد و یزد در غم فقدان او به سوگ نشست و چشمه چشمه اشک بارید.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.


+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 18:42  توسط م.ک.دهقانی  | 

پنجشنبه هفتم تیر 1386
ّهفتم تیر ماه ، یکی از سهمگین ترین و غمبارترین روز های تاریخ انقلاب است. چرا که " ملت " ، گویی در این روز ، فقدان "خودش" را دردمندانه ، به سوک نشست. خودش را با هفتاد و دو عاشق پاکباخته. بهشتی بزرگ، در چشم امام امت (ره) یک ملت بود و به راستی او با عشق و اقتدار یک ملت زیست و عاقبت در آتشی که دشمن غدار افروخته بود ، جان ارجمند خود را ، پروانه وار تقدیم دوست نمود . و اینسان حماسه سالار شهیدان و سرور آزادگان در کربلایی دیگر و در تاریخی دیگر تکرار شد.

یادشان عزیز و گرامی باد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 0:46  توسط م.ک.دهقانی  | 

سه شنبه پنجم تیر 1386
در خبر آمده بود که استاندار یک ولایت، برای اینکه مقداری مفیدتر باشد، در محل کارش به کشت صیفی و سبزیجات پرداخته است.

با این ذهنیت ، وقتی امروز صبح برای هزارمین بار گودال عظیم میدان سابق امام حسین را دیدم ، فکری به خاطرم رسید. گفتم ، شاید بد نباشد که همین گودال عظیمی که حالا حالاها میهمان شهرمان خواهد بود، با توجه به نزدیکیش به استانداری به نوعی مورد استفاده قرار گیرد. مثلا این گودال می تواند تبدیل به یک استخر آب بشود که هم به درد شنا و گذران اوقات فراغت داغ تابستان بخورد و هم برای پرورش ماهی مناسب باشد! فکرش را بکنید ، اینطوری شاید مثل آن استاندار محترم ، مقداری مفیدتر هم واقع بشویم! یعنی یک تیر و چند نشان!!   (البته اگر بیشتر بیندیشیم شاید طرح های بهتری هم به ذهنمان خطور کند.)


+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 0:40  توسط م.ک.دهقانی  | 

یکشنبه سوم تیر 1386
...اینکه اولین ها ، بزرگترین ها ، مهمترین ها و ....ترین ها را به خود اختصاص می دهیم ، اصولا یا از گذشته  و امورات آن خبر نداریم یا اینکه خدای ناخواسته دچار خود بزرگ بینی شده ایم. در کار پژوهش وقتی یک محقق می خواهد در مورد سوژه اش تحقیق کند ، لاجرم فصلی از کار او ادبیات تحقیق و بررسی پیشینه آن است. یعنی اینکه پژوهشگر بصورتی جدی جستجو گر سوابق و موارد نمونه کار خود است تا از آن استفاده کند و در تکمیل آن نیز بکوشد. نه اینکه خود را مبدا امر و ختم آن به حساب آورد.

این درسی است که دانش تحقیق به ما میدهد.انشاءا.. بتوانیم با برخورداری از این موهبت ، رفتار و منش خود را رشد و ارتقا دهیم.


+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 23:47  توسط م.ک.دهقانی  | 

شنبه دوم تیر 1386
ماییم و یاد بزرگ و خاطره با شکوه این مردان مرد که بر ذهن تاریخ سنگینی می کند . چمران که بود براستی؟ با آن شخصیت عظیم، اندیشه ای بلند، دلی دریایی و عزمی راسخ چون کوه و در کنار همه اینها طبعی و قلبی لطیف و صمیمی! عارفانه و هنرمندانه !...وقتی که دانست باید بیاید و در صحنه استوار بماند ، با شور و شعور آمد و وقتی که فهمید باید برود ، چون چشمه جاری شد و گوارا به کام رزم آوران تشنه جبهه ها رسید .به یکباره دریا شد و بر خس خصم تاخت و تا به اوج آمال خود دست نیازید از پای ننشست. یادش گرامی باد.

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 23:36  توسط م.ک.دهقانی  | 


کلیه حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به آقای محمد کاظم دهقانی می باشد.
درج مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.